هستی من امیر حسین
تقدیم به پسر عزیزم
42
تاريخ : جمعه 19 خرداد 1391 | نویسنده : مامان مریم

 پسمل کوچولوی مامان سلام عسلم.جیگر مامانی.ماشالله تو حرف زدنت  اینقده بلا شدی که دوست داریم بخوریمت.

علاقه به اسکوتر داری و داداش هم میده تا بازی کنی.کلی شمال باری کردی. و همش منو صدا میکردی که مامان بیا منو و ببین و چون لفظ کلام من ماشالله ماشالله.تو هم فوری میگی بگو ماشالله ماشالله.کلی شمال ماسه بازی کردی و به جای اینکه شن ها رو بریزی تو سطل همه رو ریختی تو سرت و وقتی حموم بردمت کلی ماسه رو سرت بود.عاشق جوجوهایی و هر چی حیون میبینی میگی جوجو.میدویی دنبالشون و میخوای بگیریشون.وقتی ام بریم بیرون این  به قول تو جوجوها که شامل گربه و کبونر و مرغ و ...ببینی دنبال شون میکنی و حتی ساعتها باید صبر کنم تا شما این جوجوها رو کلافه کنی تا از دستت در برن اونوقت بیای پیشم.اکه منم مداخله کنم کلی کریه میکنی.داداشتم که مهد  میره شما هم یه کیف کوچولو داری میذاری پشتت میگی برم مهد.همهچی رو واسه خودت میخوای عزیزم.و هر چی که داداش بازی میکنه میخوای.داداش میره سراغ کتاب داستانش و شروع میکنه به خوندنشون به طریق خودش تو هم میدویی میری یه کتاب میاری و  ادای داداش و در میاری و میخونی.کارتئن موش و گربه ..گوسفندها...دورا...مکویین و دوست داری.بستنی خیلی ذوست داری.و هر روز بستنی میخوری.نوش جونت.میای و میگی مامان بازی کنیم.و مامان و مجبور به بازی میکنی.حموم  و سر شستن دوست نداری فقط میخوای اب بازی کنی. 

بعد از طهر حتما باید بخوابی اونم به روشهای مختلف.اگه خیلی خسته باشه در حال بازی خوابت میبره.روی پاهای مامان زمانی که مهمون داریم و یا مهمونی میریم.تو بغلم زمانی که کار دارم پشت کامپیوتر نشستم.ملوسم که همیشه واست لالا ÷سر من لالا لالا عسل من لالا کنه لالا لالا.کچلویم لالا لالا کنهلالا جان.طلای من لالا کنه لالا لالا.دو تا پسر داره مامان لالا و ...اینقدر خوندم که تو حفظی و میگی مامان کچلو لالا بخون و بعضی اوقات باهان میخونی.اخه کچولو بودی مو نداشتی و هر وقتم الان میگیم کچلو لالا کلی ذوق میکنی حتما یاد نوزادیات میافتیخندهالانم خاله اینا تو راهن برم کلی کار دارم.تو هم که با همین شعر تو بغلم خوابیدی.




بازدید : 615 مرتبه | موضوع :
41
تاريخ : جمعه 28 بهمن 1390 | نویسنده : مامان مریم




بازدید : 678 مرتبه | موضوع :
40
تاريخ : جمعه 18 آذر 1390 | نویسنده : مامان مریم




بازدید : 719 مرتبه | موضوع :
39
تاريخ : جمعه 18 آذر 1390 | نویسنده : مامان مریم

سلام ÷سر عزیزمماچ.خوب گل گلکم توی یه هفته  فقط مریض بودی و شربت و ام÷ول و شیاف استفاده میکردی و تبت ÷ایین نمیاومد.عزیز من  خیلی اذیت شدی و چون تشنج کرده بودی یه ی  ÷ایین بار اوردن تبت خیلی سخت بود و اصلا با سرما خوردگی و ÷روفن ÷ایین نمیاومد.به قول دکترا ÷ایین اوردن تب شما ها خیلی سخته..خدا د نکنه بچه ای تب کنه خبلی سخته.خیلی مریض سرما خورده بودی و در  تمام ساعات دوست داشتی روی ÷ای مامان بخوابی و اصلا نمیخواستی ازم جدا شی.٤ - ٥ ساعت فقط رو ÷اهام بودی و اگه  میخوابیدی  زمین میذاشتم بیدار میشدی و گریه میکردی و دوباره رو ÷اهام.تا اینکه بعد از کلی تحقیق ÷یش یه دکتر بردمت که اون تشخیص داد سینوزیته.وا  سینوزیت.تعجب کردم اما فقط دو روز داروهای چرک خشک کنت و خوردی تا خوب شدی .به نظرم دست دکتره خوب بوده و اینکه تو ماه عزیزی بودیم.خدا عمرش بده.تازه جیجل دکتر میگفت اصلا  به بچه ها نباید جنتایمایسین زد. میگه خوب نیست.باهاش مشورت کردم.گفت واکسن انفولانزا هم نزن.حالا هم به دلیل اینکه خیلی اذیت شدی و سرماخوردگیت طولانی شده بود تا تونستم برات شربت عسل و لیمو...÷رتقال و لیمو....÷رتقال و عسل....شیر داغ و عسل ....بهت میدم تا خوب خوب شی....مامان جون اینا هم اومدن ÷یشمون و کلی خوشحال شدی.روز تاسوعا و عاشورا هم بردمت بیرون.خیلی دوست داشنی و سینه میزدی.قربونت بشم.انشالله همیشه سلامت باشین خوشگلای من   .ازت عکس گرفتم و تو ا÷ بعدی برات میذارم.        .یا علی.قلب




بازدید : 560 مرتبه | موضوع :
38
تاريخ : چهارشنبه 18 آبان 1390 | نویسنده : مامان مریم

سلام سلام.خیلی خیلی ممنونم از دوستان عزیزم.که همیشه به وب  جیجلیم سر میزننماچ.یه مدته درگیر کار های امیرمهدی.یه مدتم هست که سرعت نتم ÷ایینه و به خاطر همین حوصله ام نمیگیره.
خوشگل مامان سلام.خوبی غزیزم.قربون شیرین زبونیات بشم که وروجک بازی در میاری و شیطونیای با مزه میکنی.یه الگوی خوبم که تو خونه داری و تمام حرکاتش و یاد میگیری و انجام میدی.هر کاری داداش میکنه شما هم انجام میدی تا داداشت سرفه میکنه شما هم میکنی.یه چیز جالب تا سرفه میکنیم در هر حالتی که باشی میگی نوش قربونت بشم.تا داداشت ی به وسیله هات دست میزنه یه نچ و میگی و میگی اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااقلب           
دو هفته ÷یش موهات و عمه سهیلا با ماشین از ته کوتاه کرد.اخه موهات کم بودن و بیشتر کرک بود.اما حالا در اومده تا بلندتر شه ببینیم چه جوری میشه.دکتر بردیمت دارو داده اما اصلا میونه خوبی با دارو نداری و حالت تهوع بهت دست میدهناراحت هر کی میبینه میگه چرا تو فصل سرما.دیگه چکنیم شد دیگه اینقدرم اقا بودی که حد نداره.قشنگ نشستی و موهات و زدیم.بوسسسسسسسسسسس.
دو کلمه  یاد گرفتی که هر کی بهت میگه کچلو کچل شدی بهشون میگی اونم بامزه و همه میخندن.وقتیم میگم چی گفتیتعجب سرت و خم میکنی و زیر چشمی نگام میکنیخجالت .فدای اون چشای خوشگلت میگی بلو  و شعور.عینک
جدیدا از بس گفتیم اشغال بذاریم دم در که دنبال بابات گریه نکنی  میگی اشغالی.عاشق استنی یا همون بستنی هستی.خیلی دوست داری.اسم خودت و داداشت و میگی یعنی هرچی میگیم تکرار میکنی.
وقتی برای داداشت وسیله ای میگیرم تو هم همون و همون شکلیشو میخوای.متفکر
دوست داری با داداشت بری مهد و با بچه ها بازی کنی.با هم بازی میکنید .دعوا میکنید.بوس میکنید خلاصه یه دقیقه خوبید یه دقیقه هم ناسازگارید ولی اگه کسی شوخی شوخی با داداشت کشتی بگیره و یا دعوا کنه تو یه بای معرکه ای و به حمایت داداشت دعوا میکنی.قربونت بشم.عزیز دل مامان.الانم داری با داداش دوچرخه بازی میکنی فدای قشنگیات.داری میگی شلوارم داره میاد بایین.و بکشم بالا .قربونتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتقلبقلبقلب




بازدید : 612 مرتبه | موضوع :
37
تاريخ : سه شنبه 25 مرداد 1390 | نویسنده : مامان مریم

سلام امير حسين جان سلام عزيز دل مامان.نميدوني چقدر دوستت دارم و چقد دلم ميخواد به بهترين وجه ممکن بزرگت کنم.دوست دارم بهترين  امکانات و براي تو و داداش مهربونت فراهم کنم.درسته تموم مامانا و بابا ها همين ارزو رو دارند و فقط من نيستم.خيلي ناناز و ملوسي.يادمه اونموقع که مامان کوچيک بود کارتوني ميداد که دو تا عزوسک بودن  که دو تا دندون خشگل  جلوي دهنشون داشتن اونموقع ها من اون عروسکا رو دوست داشتم و حالا تو شبيه اونايي البته يه جورايي.تو از لحاظ ظاهري به من و. بابا جون رفتي بر عکس داداش که شبيه بابا اميره.شنبه خاله مهديس و جواد جون اومدن پيشمون.تو هم با ديدن  يکي مثل خودت اخه همسن و سالته ..خيلي خوشحال شدي.امروز رفتيم بيرون تو  تا ميبيني مامان لباس ميپوشم سريع ميدويي و شال مامان و مياري.تو خيابونم اصلا دوست نداري دستم و بگيري و شيطونيت گل کرده .زيز ماشين ها رو نگاه ميکني و دنبال ميو يا همون گربه هستي و مامان بايد به زور تو رو بلند کنم.و يا  اينکه بگم داداش رفت  تابدويي دنبال داداش.با اقا جواد سر اسباب بازي دعوا ميگيريد و داداشتم مياد به هواخواهيت.نه اينکه شما دو تا دعواتون نميشه نه شما هم  سر همه چيز بحثتون ميشه و مامالنم همش در حال جدا کردن و مواظب بودن شماست.هر کاري داداش ميکنه شما هم انجام ميدين.تا مامان بخوام کتاب بخونم  شما هم دنبال دفتر و مداديد.من علاقه خاصي به ۱کتاب کتاب دارم . و به همين جهت شما هم علاقه منديد.جايي ميخوندم که  اگه مادر در زمان بارداري هر کاري انجام بده بچه هم  در زمان بعد از بدنيا اومدنش   علاقه مند ميشه و اين هم در مورد شما و هم در مورد داداشت صدق ميکنه.الان يواش يواش موهات داره بلند ميشه اخه تا چند ماهه پيش مو نداشني و همه بهت ميگفتن کچلو خوشگله.الان اما مو داري اما نه پر پشت.شايد برات از ته بزنم.صندلي ميذاري جلوي ظرف شويي و  اگه اب و باز کنم ميخواي وايسي و بازي کني اخه منو صدا ميکني تا بيام برات اب و باز کنم.راستي الان  رفتي روي صندلي نشستي تا جواد جون مياد سراغت سريع داداش و صدا ميکني تا بياد اقا جواد و بگيره .اي ناناز ملوس که ميدوني کي رو صدا کني .الان بايد برم سفره بندازم.قربونت.




بازدید : 635 مرتبه | موضوع :
36
تاريخ : سه شنبه 18 مرداد 1390 | نویسنده : مامان مریم

سلام مامانی.عزیز دل مامان Heart Smile

.الان که دارم شروع به نوشتن میکنم شما داری جیغ میکش چون با داداشت بازی میکنی و با جیغ کشیدن منظورت و میرسونی

.منم که تمام این مدت خوصله نداشتم بیام سر بزنم و خاطراتت و بنویسم.

از طرف دیگه هنوز ادی اسل  وصل نکردم.کلیم به دوستامون بهکاریم.هنوز بهشون سر نزدیم تا تشکر کنیم از لطفشون که بهمون سر میزنن

.الانم یاد گرفتی تا میگیم مامان و چند تا دوست داری دستت و باز میکنی میگی زیاد....عسل ..به ماشین میگی هان هان....و حرفای دیگه رو با اشاره میگی......


بردیمت برای چکا÷ ماهانه و ٤ مدل شربت گرفتیم اهن و کلسیم که دو تاش خارجی اما نمیخوری هر کاری میکنم میخوری بهد  انگستت و میکنی تو دهنت تا عق بزنی بیاری بیرون.الهی دورت بگردم

.با ماشینت قشتگ بازی میکنی خرابش نمیکنی


اما تا میبینی دست داداش ماشین دیگه ای سریع اونو میخوای..


اگه داداش و دعوا کنم میای سریع منو میزنی  و میگی بد


.اگه کسی دعوات کنه یا داداش میای سریع میگی


.بردمت دکتر و واکسنت زدم تا دو روز میگفتی دکتر چکارت کرده .دتر  زد.البته با فاصله میگی.هنوز جمله نمیگی

.تا میبینی مامان چیزی دارم درست میکنم میای و میگی هام.البته غذا خور خوبی نیستی با کلک بهت غذا میدم..36_1_51.gif

تا  رنگین کمان شروع میشه و ÷نگول میخونه منو با ذوق صدا میکنی و جیغ میکشی و  میرقصی. .الهی قربونت بشه مامان .ماشالله.هزار ماشالله.

از حموم تا چند ماهه ÷یش میترسیدی اما از وقتی گذاشتم تو حموم بازیکنی


اخه عاشق ابی از حموم خوشت میاد .البته بخوام سرتو بشورم نمیذاری اما همین که توش بری و نترسی خوبه.

.امروز برات ماشین خریدم.اما تا واسه داداشت ماشین دیگه ای خریدم حالا اونو میخوای.


بردم لباس فروشی تا لباس بخرم خوشت اومد و تنت کردم اما مگه درش میاوردی اخر سرم قفلشو وقتی بغلم بودی در اوردن و با لباس جدیدت اومدی خونه


.نکته جالب  جدیدا اگه  دیش کنی میای بهم میگی تا ÷وشکت و عوض کنم.فدات.بغلاز دستمال کاغذی خوشت میاد و سریع بینی ت و نشون میدی  یعنی دستمال میخوای.÷ارچه  به دست ادای مامان و در میاری


.تا میگم کفش ب÷وش بریم بیرون سریع میگی دس دس یعنی دستت و بده Baby Girl


.البته تا بریم بیرون دستمو نمی گیری و خودت میخوای بری.بزور دستت و میگیرم.اما   بازم جیغ میکشی و نمیخوای دستت و بدی.

شب میخوای بخوابی کلی بازیگوشی میکنی تا بخوابی از سر و دوش داداشت بالا میری و تا بخوام بخوابونمت از روی ÷ام ÷ایین میای اما همین که داداش میاد بخوابه بدو بدو میای کنارس میزنی و خودت میخوابی.

مامان جون زنگ میزنه گوشی رو میگیری حوصله داشته باشی  میگی سلام.

بعد سکوت دوباره میگی داداش زد.به سرتم اشاره میکنی.

تا مورچه ببینی صدام میکنی میگی سوس .

داداشت هر کاری میکنه تو هم همون کار رو انجام میدی.تازه به جوجو میگی جوجوخ<<<<اب= ابخ
چرخ = چخ      کلید = کلیخ
تا اینجا خلاصه ای از کارای جدیدت بود که برات نوشتم.  دوستت دارم




بازدید : 622 مرتبه | موضوع :
35
تاريخ : سه شنبه 13 ارديبهشت 1390 | نویسنده : مامان مریم

 

سلام عزيز مامان سلام کوچمولوي من.قربون اون جيجليات فدات بشم.قربون شيطونيات  

.وقتي داداش ميره مهد .تو  تو خونه ارومي و فکر کنم حوصله ات سر ميره و ميخوابيniniweblog.com

.از ورجه وورجه هات بگم کم گفتم.اين چهار پايه پلاستيکيا رو بلند ميکني و ميذاري اون قسمتي که ميخواي شيطوني کني و ميري روش واي ميايستي و بازي ميکني.وقتي ام ميام بر دارمت جيغ ميکشي

.و دوباره کارت و تکرار ميکني.تازگي ها يکي دو روزه ياد گرفتي که بگي داري يعني دالي.قربونت بشم.

عاشق اين  ي که کفش بپوشي و راه بري .چهارشنبه مامان جون اينا اومدن خونه امون.تو خودت و خيلي لوس کردي .اولش سر تو پايين اوردي اما بعدش رفتي بغلشون نشستي و خودتو لوس ميکرديniniweblog.com

 

.جديدا که تو کالسکه نميشيني و اگه کاريت نداشته باشم از کالسکه مياي پايين.بابا جونم واست دوچرخه خريد و تو هم خوشحالي کردي  و اصلا نميذاري داداش جونت بشينه البته اندازه داداشت نيست اما خب چون تازه است داداشم دوست داره امتحان کنه اما تو اينقدر جيغ ميکشي که داداشم پشيمون ميشه.niniweblog.com

 

تا داداش نقاشي ميکشه تو هم بدو مياي ميگي مامان البته با دستت هم منو تکون ميدي اون يعني خودکار

.منم بهتمداد ميدم ميشيني نقاشي ميکشي.تازه  شماره هم ميگي ۱ ۲ ۳  .niniweblog.com

 



پنگول و با شعراش و دوست داري و خودتو تکون ميدي.حتي اگه تو خوابم باشي

صداش و بشنوي بلند ميشي تا ببيني.niniweblog.com

 


الهي قربونت بشم.الان ماشالله ۸ تا دندون داري و دو تا هم نيش زده.

شربت اهنت و نميخوري دوست نداري با هر کلکيم بخوام بهت بدم بعدش مياري بالا

.تا جوجو رو ميبيني دستت و تکون ميدي  انگار که بخواي بگي نوچ نوچ اون مدلي دستت و ميکني با خنده مليحو ميگي جوجو.وقتي ام ميريم مهد دنبال داداش خوشحالي ميکني و دوست داري بري با بچه ها بازي کنيniniweblog.com

 

.مثل امروز که روي صندلي نشستي پيش بچه ها اما وقتي خواستيم بريم خونه لج کردي و گريه که بذاربشينم

.لج کردنات جالبه .بزور بغلت کردم و تو کالسکه ننشستي اما خب خلاصه با يه شکلات راضيت کردم بشيني..

niniweblog.com



جمعه اي رفتيم پارک.تو که خيلي هول کرده بودي و ميخواستي سرسره بازي کني ميگفتي از پايين بريم بالا.بعدم با کله سر ميخورديniniweblog.com

 

و خلاصه با ديدن اون همه بچه خوشحال شذي و ذوق کردي فدات بشم




بازدید : 699 مرتبه | موضوع :
34
تاريخ : پنجشنبه 1 ارديبهشت 1390 | نویسنده : مامان مریم
 

 سلام عزيز ترينم

ببخش که دير به دير ميام.واست حرف بزنم.اخه خيلي درگير کار بودم  .دنبال خونه ميگرديم واسه اجاره

.از اونطرف داداش و ميفرستم مهد.از تنبلي در اومدم شيريني واستون ميپزم..   

وقت نميکنم به دوستامون سر بزنم.البته بيشتر به خاطر اين اينترنت پر سرعته.

چون با اين معموليا نميشه کاري انجام داد.وب تا بخواد باز بشه ۱ دو ساعت طول ميکشه.

حالا ۵۱۲ رو شارز کنم.خوب باشه.

.وقتي داداشو ميذاريم مهد تو هم دوست داري اونجا بموني و با بچه ها بازي کني 

اما خوب سن تو رو قبول نميکنه دوم اينکه هنوز کوچولويي. 

راه به راه ميگي دادا.جديدا ميخواي صدا کني  ميگي مامان  بعد به من ميزني تا من جوابت و بدم.دادا همينطور.

                    

 


.امروز حال مامان و داداش گرفته بود . کسل بوديم. .داداش که فکر کنم مريض شده

.منم که معده ام ريخت بهم.ديروز رفتم دندانپزشکي.نميدونم اثر داروي بيحسي بود يا يه ذره از اون مواد  رفت تو گلوم که اصلا خوب نبودم.

واس من و داداش و تو تخم مرغ شکونده اينگار اب ريختن روي اتيش از اين رو به اون رو شدم.چشم و نظر بوده

.انشالله همه در  پناه خداوند کريم سالم و سلامت باشند شما گلاي عزيزمم باشيد

.شيطونيات گل کرده.و تا داداش مداد و دفتر دستش ميگيره تو هم ميخواي

.کلا هر چي که تو دستش باشه شما هم با جيغ کسيدن  اون  اسباب بازي رو ميخواي.

غذا هم که ميگي فقط خودت بخوري کسي بهت نده.

ديشب که داشتم عرق نعنا ميخوردم تو هم ميخواستي و خوشت اومده بود.

مامان نميتونم به کارام برسن اخه هي صدام ميکني.چون صبا داداش مهده حوصله ات سر

ميره.لج کردنم ياد گرفتي سريع لج ميکني و گريه. تازه عاشق کامپیوتر شدی تا من میام پای کامپیوتر تو بدو بدو جلوتر  نشستی   فدات بشم.قربونت.عصيصمييييييييييي


بازدید : 662 مرتبه | موضوع :
33
تاريخ : شنبه 20 فروردين 1390 | نویسنده : مامان مریم
 تو تا قبل از عید غذا خوردنت خوب نبود اما خدارو شکر الان یکمی بهتر شدی و دوست داری خودتم بخوری و نمیذاری مامان بهت بدم.niniweblog.comاخه شما فسقلی ها چرا خوب غذا نمیخورید.این دو روز که داداش  میزه مهد تو هم دوست داری بری بازی کنی اما خوب هنوز کوچولویی به موقع اش میفرستمت.کلمه جدیدم یاد گرفتی میگی( س) یعنی سلام.به مامان میزنی میگی س هر کی رو میبینی میگی س و از نکات جالب توجه شباهت تو به داداشته .امیر مهدی جونم وقتی میخواست بگه سلام میگفت س.دیروز با ببا امیر رفتیم پارک و تو اولین بار بود که با پای خودت میخواستی سوار سر سره بشی البته اولش میترسیدی اما خوب بعدش دیگه خوشت اومده بود و هی میخواستی سر بخوری.تاب و که دیدی دیگه میگفتی فقط تاب.اول بغل من یه خورده تاب خوردی دوم بغل بابا بعد گفتی خودت تنهای و تند تند میگفتی تاب تاب.niniweblog.comخلاصه یه یک ساعتی بازی کردین  و وقتی خسته شدین اومدیم خونه. که دیگه خواب بودی.

 

  دوستت دارم.




بازدید : 577 مرتبه | موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد